November 15, 2003و انسان، حرمت انسان را شکستنخست انسان بود و استواری امن زمین زیر پایش اما هنوز رعد بود، باری هنوز Posted by Kamyar at November 15, 2003 7:17 PM
« »
نظرها
و هنوز هم انسان هست و استواري ناامن زمين روي سرش. و دستان توهين شده آدمي را لعنت كردند و من ام-تي مي خوام! کاميار جان سلام. مثل هميشه زيبا نوشتی. چه قدر تو با احساس هستی براستی. وامدار آسمون بودن بهتر از وامدار زمين بودنه. آسمون دست نخورده تر از زمينه. شاملو مي گويد : و من پيغامت كردم از پس پيغام كه چشم از آسمان بردار . كه وحي از خاك مي رسد . گفت آن یار کزو شد سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد به درستی این مفهوم یقین دارم حقا که واقعیت رو تو تصویر کردی و انسان حرمت انسان را شکست =امتحان الهی (نظری مباح کردند و هزاران خون باطل)انسان حرمت انسان را شکست= لازمه حیات اشرف گونه مخلوقات (....آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود.) khaili khoob ast ashareh Ahmad Shamloo binahayat aali hastand man barayeh Akbar Ganji pray khaham kard zendeh bad mardoum zendeh bad azadi زندگي با همه ي وسعت خويش محفل ساكت غم خوردن نيست اضطراب هوس ديدن و ناديدن نيست زندگي خوردن و خوابيدن نيست زندگي كوشش و راهي شدن است زندگي جوشش و جاري شدن است تز تماشاگر آغاز حيات تا به جايي كه خدا مي داند خيلي بي نظيريد. به خدا نگویید که مشکلی بزرگ دارم به مشکل بگویید که خدای بزرگ دارم نظر بدهید
Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai -
Powered by Movable Type 3.31
Dubai Community Online
|