February 28, 2004هر دم از این باغ بری می رسدخوب، نمی دونم چی بگم. این تیتر خبر: 'مرگ مرد ايرانی چهار روز پس از خوردن شلاق'. - سردمه! امروز یه مهمون اتریشی داشتیم. تقریبا هم سن و سال خودم. گرم صحبت شدیم و دیدم دغدغه های فکریش علم و علم و علم. به خودم نگاه کردم، تا پریروز کودتای پارلمانی، دیروز اعدام، امروز شلاق و فردا لابد شکنجه یا ترور یا زندان یا بستن روزنامه یا ... راستی یکی پیدا شده که در برابرش خیلی احساس مظلومیت می کنم. تا حالا موش آزمایشگاهی (روانشناسی) نشده بودم که شدم. اولین نتیجه آزمایش هم نشون داده که من شتر-گاو-پلنگم. آخرش به خیر بگذره. Posted by Kamyar at February 28, 2004 9:20 PM
« »
نظرها
ما به تاسف خوردن عادت داریم کامیار جان ! و به اینکه هر روز به فکر کاری باشیم کارستان . نه امروز و نه دیروز ... هر روز و هر روز . . . موفق باشی حاجي خيلي ناراحتم....بابا ديروز جمعه روز تعطيليم بود به نت دسترسي نداشتم نفهميدم اينجا چه خبره :( ببين حاجي اگه هنوز راه داره و نوشدارو بعد مرگ سهراب نشده اسم مارو هم اضافه كن و از دفعه هاي بعد هم از اين جريانات پيش امد خودت اسم مارو هم بزار و بنويس خودت كه ميدوني ما قبولت داريم بگي چشم بسته برو ته چاه ما ميريم..... و اما من باب شلاق خوردن اون ايراني الحق كه ايراني بوده و ثابت كرد كه ما مثل اين بچه سوسولاي فرنگي نيستيم كه با 2 تا توگوشي بميريم خود من ميدوني كه حاجي تو چند تا عمليات اتم خوردم و هنوز زنده ام:دي.....در ضمن با دوستاي ناباب نگرد كه معصيت داره علم و اين حرفا چيه قران رو بچسب كه اينده داره! و اما در مورد خواباتون عرض كنم خوشا به سعادت كه مسيح مياد به خوابت حداقل 4 كلمه باهاش انگليسي حرف ميزني ميفهمي چي ميگه به خواب ما كه چپ و راست امام حسين مياد و بهمون ميگه بقره و ضارت با شمشير ميزاره زير گلومون:)) هرچي بهش ميگم الموت التسليم انا حاجي ميگه انت بقره انت مدحور الدم!....راستي چي شده شبها علي وار و ناشناس مياي در خونمون كامنت ميزاري؟!:)) منم هميشه به اين فكر ميكنم كه چرا ما جوون هاي ايراني اينقدر مجبوريم به چيز هاي تلخ فكر كنيم .اينقدر مشكلات هست توي مملكت از دين و ايمان بگير فرهنگ و جامعه و سياست و ...در حالي كه اگه يه جامعه متعادل داشتيم هر كسي با توجه به علايق خودش زمينه اي رو واسه فكر كردن و درگير بودن انتخاب ميكرد اونم نه اينجوري ..... haji khoda ajret bede onaee ke zakhm khordan midonan chi khordi vali onaee ke nekhordan bayad bokhoran ta bozorg beshan khoda laghadeshon kone كاميار جان.. مي بيني؟ ما ايراني ها هر جا هم كه برويم غصه ي قوممون مردم مملكتمون باهامونه.. نوشته ت خيلي روم تاثير گذاشت.. ممنون به خاطر فعاليت هات و روشنگري هات.. خوابت رو هم به هيچكس جز خودم نگو:)) استاد فالگيري و خواب تعبير كردنم:)) to ham che khabayi mibini! ehtemalan daghi hava to Dubi hast ye kamisham befrest az in vara plez نمي دانم شلاق خورده اي يا نه . اما من از دست آقاي حسين شريعتمداري بازجو و روزنامه نگار اسلامي شلاق خورده م باور كنيد انسان بايد از نظر فيزيكي و رواني بسيار پر توان باشد كه نميرد. اين انسان بي گناه بي شك جسم در هم شكسته اي هم داشته است. او نخستين قرباني شلاق اسلامي نبوده و آخرين هم نخواهد بود. آدم از خشم ديوانه مي شود. Bazi mibinam ke miai too weblog e man sar o seda mikoni, soor ziad shode, hamoon haghesh bood in masih e MADAR BAKERE mindakhtet hamoonja ke az gorosnegi kilid bokhori be jaye chelo kabab. اين كامنت دوني خيلي باحال شده. نظرا هركدوم يه جوري باحالن. مخصوصا حضرت عليه نيمبازي هم افتخار دادن و قدم رنجه كردن. امير خان بي انتها و حاجي جون سپنتا و سيانورو سميه و دوست جديد پولاد كه همشون برام عزيزن. سلامومن تازگي با اين سايت آشنا شدم واقعا دستت درد نكنه.اميدوارو در راهي پيش گرفتي موفق باشي.در مورد آخرين مطلبي كه گذاشته بودي ميخواستم بگم زياد خودتو ناراحت نكن.ميدوني من 18 سالمهست.بهترين سالهاي زندگيم تو جنگ و بد بختي سپري شده.هر روز چه چيزايي كه نميديدم ولي الان فهميدم كار از اين چيزها گذشته روزي صد هزار بار آرزو ميكنم كاش لااقل همون صحنه هاي جنگ رو ببينم.ديگه نميتونم چيزي بگم اين شعر رو هم بخون خيلي قشنگه!قربان تو خدا حافظ هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد هم رونق زمان شما نيز بگذرد واسا دستم بهت برسه مي اندازمت جائي كه دسته كليد بخوري مرتضي خره خودت داري مي ري بين عربا آقا كاميار بزودي see u "ما از تبار قريش هستيم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ايرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ايرانی بهتر و بالاتر و هر ايرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ايرانيها را بايد دستگير کرد و به مدينه آورد ، زنانشان را بفروش رسانيد و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت..." ××× حسين بن علی ، امام سوم شيعيان ، سفينه البحار و مدينه الاحکام و الآثار ، نوشتهء حاج شيخ عبّاس قمی ، صفحه 164 ××× متن عربی رو در زير ميارم! اگه کسی ترجمه کرد بهم خبر بده راست و دروغش رو !! قربان بخش سكسي داستان كجا بوده؟ ميشه بگين مام بريم يه حاااالي ببريم؟ :) آقا اين پيامبرا تو خوابم زورگونا عجب گيري كرديما:))!!! بابا بي خيال اين حرفا حق نگهدارتون يه دوست تنها لطفايك نفربراي ماهم عكس وفيلم سكس ياخاطرات عالي اون روبفرسته نظر بدهید
Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai -
Powered by Movable Type 3.31
|