January 14, 2005

پیش کشی برای دیکتاتور

دوستی می گفت بزرگ ترین درد ما این است که حتی ساده ترین درس ها را هم از تاریخ یاد نمی گیریم.

خوشبختانه یا بدبختانه، هنوز زمان زیادی از داستان سعید امامی نگذشته است. گوشه ای از جنایات یک دستگاه غیر پاسخگو به مردم (پاسخگو به دیکتاتور*) برملا می شود، بوی گند آن به قدری زننده است که خواب دیکتاتور آشفته می شود و سراسیمه به هر دری می کوبد برای فرار. یک دیکتاتور نیاز به هوش دو چندانی ندارد تا برای اینگونه مواقع راه فراری برای خود تدارک دیده باشد.
روی یکی از در های مخفی نوشته است: خودسر. مسیر بسیار ساده و کم خرج است. همراه داشتن یک بسته داروی نظافت و جمع و جور کردن گندی که زده شده در یک کوله پشتی، شاید سرجمع ده هزار تومان. دیکتاتور فرد امینی را برای همراهی با خود انتخاب می کند و کوله پشتی را بر دوش او می اندازد. به پشت در که رسیدند روی پیشانی فرد همراه (در اینجا جناب سعید خان امامی) پارچه ای قرار می گیرد که روی آن نوشته شده است "خودسر". ایشان در حالی که کوله پشتی را حمل می کند و عنوان "خودسر" بر پیشانی دارد داروی نظافت را نوش جان می کند و تمام.
صبح روز بعد، آقای دیکتاتور پس از یک خواب راحت و آسوده - از همه جا بی خبر - دستور پی گیری منشأ بوی گند را می دهد. کاشف به عمل می آید که بوی گند از فرد خودسری بوده که مسئولیت همه جنایات بر دوش او قرار داشته و با خوردن داروی نظافت از چنگال عدالت علوی گریخته. متأسفانه راه پیگیری موضوع بسته شده و والسلام و نامه تمام.
حالا اگر نامحرمی گنجی نام پیدا شود و دلش به حال ملتی بسوزد و جیک بزند که خلایق، ریشه مسأله عمیق تر از این حرف هاست، باید تا آخر عمر بین 59 و اوین و دوغوزآباد (دار الرأفت اسلامی) در به در باشد و آب خنک میل نماید.
این آسمان و ریسمان را به هم بافتم که بگویم قاضی مرتضوی بوی سعید امامی گرفته است. محتوای کوله پشتی از حالا مهیاست:
مسئول بستن روزنامه ها: قاضی مرتضوی
مسئول کشته شدن زهراکاظمی: قاضی مرتضوی
مسئول شکنجه شدن روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان: قاضی مرتضوی
تهیه داروی نظافت هم که کاری ندارد. خیال دیکتاتور راحت است، در بدترین حالت تنها برای یک شب خوابش آشفته خواهد شد. بی دلیل نیست که قاضی جوان اینقدر برایشان عزیز است و به قول معروف لی لی به لالایش می گذارند. دادستان محترم، قبل از هر چیز ضامن خواب های آسوده دیکتاتور است و این کم چیزی نیست.
و اما مسئول تدارک این درهای مخفی رسانه های دیکتاتور هستند، صحنه باید جوری تدارک دیده شود که فردای روز واقعه، وقتی دیکتاتور بی خبر از همه جا از خواب بلند شد و دستور رسیدگی داد، ملت خر فهم شوند که حقیقتا همینگونه بوده است و چشم فتنه - با داروی نظافت - خودش خودش را از حدقه در آورد. و اما مشکل بر سر بی اعتمادی ملت به این رسانه هاست و صحنه سازی هزار دوز و کلک می خواهد.

اینجاست که آقای درخشان - نا خواسته شاید - پیش کشی بسیار گرانقیمتی را به دیکتاتور هدیه می کند.

* دیکتاتور: یک یا چند عالیجناب به رنگ های مختلف

Posted by Kamyar at January 14, 2005 9:45 AM   «  »
نظرها

البته نكته اي كه جا انداختي اين هست سيد جان كه هر دفعه داروي نظافت با يك اسانس نيست:))البته ما شنيده ايم كه ان سعيد قبلي از انجايي كه خيلي لوطي و مرد بوده گفته من بدون مزه اش را ميخورم كه اين خود نشان ميدهد چه طعم و بويي را مردانه تحمل كرده....البت اين حسين هم شكر خورده بيخيالش شويد
در مورد سوال شرعي شما بايد به اقا صادق مراجعه كنيد اما فكر كنم اگر^%$#$#غصبي باشد ان دنيا حسابتان با غلمان صاف ميشود

Posted by: sepanta at January 14, 2005 1:56 PM

مجبورم كردي كه چيزي بگويم، باشد دوسه روز ديگر... از اين غربت وطني...

Posted by: K1 at January 14, 2005 2:14 PM

گروه ايهام رو گمونم زيادي دوست داشته باشي!

Posted by: leyli at January 14, 2005 2:40 PM

سيد جان نظر شما متين،ادم نبايد از روي باد معده حرف بزند،اما خوب گاهي اوقات كه ادم ديزي سنگي يا كباب با دوغ ميخورد ،توليد باد زيادي ميكند كه گاهي به شكل اروغ هم ظاهر ميشود كه البته خورده اي وارد نيست،خود من گاهي اينجوري ميشوم و يك نظري راجع يك موضوعي ميدهم،نكته اينجاست كه اطرافيان اين اروغ ها و بادها را نبايند خيلي جدي بگيرند و بزرگ كنند كه طرف خيال كند كسي است وقتي ميبيند با يك اروغ همه بر ميگردند نگاهش ميكنند پس فردا باشگاه اروغ زني باز ميكند،حكايت ان كودكي است كه ظرفش شكست مردمي كه رد ميشدند به او پول دادند و پسرك رفت گدا شد(نه به جان تو ديزي نخوردم) و يك سري حرفها تو همين مايه ها...ولي به هر حال ما از پست شما مثل هميشه لذت كافي را مبذول كرديم باشد كه خدا به شما توفيق اپديت روز افزون بدهد...
به اين ليلي خانوم هم بگوييد ان گروه اوهام است نه ايهام....التماس دعا

Posted by: sepanta at January 14, 2005 3:26 PM

ايشان در پيش كش كردن بسياري از چيزها به بسياري از ناكسان همواره پيش قدم بوده است . نه كه بخواهم بگويم كه او از روي عمد اينگونه مي خواهد . نه . به نظرم اينگونه فكر مي كند .

Posted by: aMir at January 14, 2005 4:53 PM

كاميار جان منو ببخش....مجبور شدم حقيقت وجود پليدت رو به همه بگم...يك اعترافي روت كردم سنگينننن...يك وجب روش روغنه:دي

Posted by: sepanta at January 14, 2005 11:27 PM

برادر كاميار خوشحالم كه تو هم دچار استحاله شدي و پي به وجود پليد و حقيقي خودت داري و خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم كه تصميم به توبه و نوشتن اعتراف نامه گرفتي...حتما ضمانتت را پيش برادران ميكنم كه در مجازاتت تخفيف قايل شوند

Posted by: sepanta at January 15, 2005 8:57 PM

سلام
حاجي ازت خبري نيست

Posted by: shahrouz at January 16, 2005 12:52 PM

سلام كامي جون خوبي پسر! .... حالا خدا كنه براي اين يكي واجبين زهر مار تجويز نكنن يه پيتزايي چلو كبابي .... اصلا بهش از همون مشروبايي بدن كه چندي پيش تو شيراز خوب جواب داد......

Posted by: amirhosein at January 24, 2005 2:28 AM

از ماست که بر ماست
هميشه همين طوري بوده
ما بايد يه بلايي سرمون بياد تا عقلمون هم سرجا بياد
موضوع نوع کشتار و وسيلهاش نيست
موضوع حتي اونهايي هم که مردن نيستن
.
..
...
....
.....
......
.......
موضوع اونهايي هستن که خودشون را براي مرگ آماده ميکنن و يا در صف اعدام ايستادن تا نوبتشون بشه
تازه جالب اينکه يک مشت آدم گوسفند صفت اون ديکتاتور يا همون غصال رو ميپرستند
و بخاطر آدم کشيهاش هورا ميکشن
..... خنده داره نه ....

Posted by: soufy at January 25, 2005 12:14 AM

بابا ولش کن این یارو یا خیلی ساده هست یا خیلی احمق!!! فردا هم میخواد بیاد تو دانشگاه ما صحبت کنه، ظاهرن خیال ورش داشته خیلی آدم مهمیه :)

Posted by: Fred at February 17, 2005 10:52 AM

ازاظهارنظردرمورد حاج سعید واجبی خور ممنونم ولی داستان ازاین قراراست که روزی در زندان حاجی دل درد گرفت واززندان بان داور طلب کرد زندانبان تصور واجبین می خواهد حاجی که تابه حال انپیچ نشده بود گند زد به قالپاق

Posted by: فریاد مرده at April 6, 2006 8:39 PM

وای به حال ملتی که تن به خفت بدهد...وای و صد وای

Posted by: آزدیخواه at August 13, 2006 4:43 PM

داستهن سعید امامی بسته نخواهد شد

Posted by: وطن at August 13, 2006 4:44 PM

porn de paris hilton..
[url=][/url]

Posted by: porn de paris hilton.. [url=][/url] at December 9, 2006 10:00 PM
نظر بدهید









یادآوری مشخصات شما؟      








Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai - Powered by Movable Type 3.31