January 14, 2005پیش کشی برای دیکتاتوردوستی می گفت بزرگ ترین درد ما این است که حتی ساده ترین درس ها را هم از تاریخ یاد نمی گیریم. خوشبختانه یا بدبختانه، هنوز زمان زیادی از داستان سعید امامی نگذشته است. گوشه ای از جنایات یک دستگاه غیر پاسخگو به مردم (پاسخگو به دیکتاتور*) برملا می شود، بوی گند آن به قدری زننده است که خواب دیکتاتور آشفته می شود و سراسیمه به هر دری می کوبد برای فرار. یک دیکتاتور نیاز به هوش دو چندانی ندارد تا برای اینگونه مواقع راه فراری برای خود تدارک دیده باشد. اینجاست که آقای درخشان - نا خواسته شاید - پیش کشی بسیار گرانقیمتی را به دیکتاتور هدیه می کند. * دیکتاتور: یک یا چند عالیجناب به رنگ های مختلف Posted by Kamyar at January 14, 2005 9:45 AM
« »
نظرها
البته نكته اي كه جا انداختي اين هست سيد جان كه هر دفعه داروي نظافت با يك اسانس نيست:))البته ما شنيده ايم كه ان سعيد قبلي از انجايي كه خيلي لوطي و مرد بوده گفته من بدون مزه اش را ميخورم كه اين خود نشان ميدهد چه طعم و بويي را مردانه تحمل كرده....البت اين حسين هم شكر خورده بيخيالش شويد مجبورم كردي كه چيزي بگويم، باشد دوسه روز ديگر... از اين غربت وطني... سيد جان نظر شما متين،ادم نبايد از روي باد معده حرف بزند،اما خوب گاهي اوقات كه ادم ديزي سنگي يا كباب با دوغ ميخورد ،توليد باد زيادي ميكند كه گاهي به شكل اروغ هم ظاهر ميشود كه البته خورده اي وارد نيست،خود من گاهي اينجوري ميشوم و يك نظري راجع يك موضوعي ميدهم،نكته اينجاست كه اطرافيان اين اروغ ها و بادها را نبايند خيلي جدي بگيرند و بزرگ كنند كه طرف خيال كند كسي است وقتي ميبيند با يك اروغ همه بر ميگردند نگاهش ميكنند پس فردا باشگاه اروغ زني باز ميكند،حكايت ان كودكي است كه ظرفش شكست مردمي كه رد ميشدند به او پول دادند و پسرك رفت گدا شد(نه به جان تو ديزي نخوردم) و يك سري حرفها تو همين مايه ها...ولي به هر حال ما از پست شما مثل هميشه لذت كافي را مبذول كرديم باشد كه خدا به شما توفيق اپديت روز افزون بدهد... ايشان در پيش كش كردن بسياري از چيزها به بسياري از ناكسان همواره پيش قدم بوده است . نه كه بخواهم بگويم كه او از روي عمد اينگونه مي خواهد . نه . به نظرم اينگونه فكر مي كند . كاميار جان منو ببخش....مجبور شدم حقيقت وجود پليدت رو به همه بگم...يك اعترافي روت كردم سنگينننن...يك وجب روش روغنه:دي برادر كاميار خوشحالم كه تو هم دچار استحاله شدي و پي به وجود پليد و حقيقي خودت داري و خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم كه تصميم به توبه و نوشتن اعتراف نامه گرفتي...حتما ضمانتت را پيش برادران ميكنم كه در مجازاتت تخفيف قايل شوند سلام كامي جون خوبي پسر! .... حالا خدا كنه براي اين يكي واجبين زهر مار تجويز نكنن يه پيتزايي چلو كبابي .... اصلا بهش از همون مشروبايي بدن كه چندي پيش تو شيراز خوب جواب داد...... از ماست که بر ماست بابا ولش کن این یارو یا خیلی ساده هست یا خیلی احمق!!! فردا هم میخواد بیاد تو دانشگاه ما صحبت کنه، ظاهرن خیال ورش داشته خیلی آدم مهمیه :) ازاظهارنظردرمورد حاج سعید واجبی خور ممنونم ولی داستان ازاین قراراست که روزی در زندان حاجی دل درد گرفت واززندان بان داور طلب کرد زندانبان تصور واجبین می خواهد حاجی که تابه حال انپیچ نشده بود گند زد به قالپاق نظر بدهید
Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai -
Powered by Movable Type 3.31
|