January 31, 2005تلخه تلخمگاهی اوقات بر می گردم و به عقب نگاه می کنم. خیلی وقته که دیگه اون ساعت ها و شرایط رؤیایی دیگه تکرار نمیشه. ای! حالا اگه هادی بتونه پاشه بیاد اینور آب و دو سه روزی زندگی کنم، نفس بکشم. یا سپیده سحر یه زنگی بزنه و برای چند دقیقه هول هولکی از حال هم خبر بگیریم و بال در بیارم که یکی هست درکم کنه و بفهمه چی می گم، چی می خوام، چی هستم و چی می خوام باشم. تلخه تلخم، چه غریبم روی این خوشه صبح، من کجا خوابم برد؟ نمی دونم، شاید به قول پناهی: جا مانده است، نه مو های سیاه و این دخترک هم یواش یواش داره خوردنی میشه. Posted by Kamyar at January 31, 2005 6:44 PM
« »
نظرها
ye nazariyeyi hast ke migan elm ta haddi pishraft mikone ke har vaght bekhai jayi beri, faghat tasmim migiri, bad badanet tajziye mishe be zarrate koucik o bad ounjayi ke mikhai doubare tarkib mishe. age ma yeki do gharn, shayadam 10 gharn dirtar be donya mioumadim, shayad alan enghadr dast be damane telefon o safaraye porhazine naboudim o man tamame omram o bejaye kar o zendegi, pishe doustam boudam, dar avaz hichvaght deltangi ya afsordegi ya... nemioumad soragham قند و نباتی...شوکولاتی شوکولاتی(lol) راستی سید یه مطلبی نوشته بودی در مورد فلسه زبان که قرار بود قسمت دومش رو هم بنویسی...اون مال چه وقتی بود؟!...مخلصیم فطیر سید جان هرچی وبلاگت رو ÷شت و رو کردم همچی مطلبی نبود...ببینم اصلا تو نوشته بودی؟! سید نزن ....یه چیز دیگه میگم میرم...قبلا فرصت نکرده بودم اون مطلبهای اولت رو بخونم الان نشستم همه مطلبهاتو دوباره خوندم....ما درجه اخلاصمون بیشتر شد به مولا...راستی برای کدوم رسانه مزدور چیز مینوشتی؟!...انا مخلصن فی عمق القلوب سيد الان ايميلت امد....اما مثل اينكه ايميل نميگيري چون برميگردونه ايميل هاي مارو کل یوما عاشورا و کل عرضا کربلا salam aziz man ghablan kheili blogsite jalebi dari khoshhal misham baadan tabadole link konim felan ba ejaze bye دست از کامیار برندارم تا برگردد سر جایش....یا کامنت رود به سویش یا تن ز جان در اید یالا...یالا...کامی میخوایم یالا....نگا ادمو مجبور میکنن بیاد عربده کشی ها... چیه سید...چرا اینجوری نگا میکنی؟!....بیخود قیافه حق به جانب نگیر این مظلوم بازی ها رو هم واسه ما در نیار....بیا سر خونه زندگیت دیگه....دههههه....یه دنیای مجازی داریم یه سید...اونم که غیبه...بابا بیا بیرون سحر جان حالا این پسره حالش خرابه و ناز میکنه ...تو کجایی....بابا بیایید یه چیزی بنویسین دیگه....شده مثل این ماشین کثیفای گل گرفته که رو پنجره اش مینویسن ((لطفا مرا بشویید)) گفته باشم...ایندفعه فقط یه زهر چشم گرفتم...دفعه بعد امدم دیدم اینجا همینجوریه و اپدیت نشده...اینقدر کامنت میزارم و میزارم که کامنتدونیتون بپکه...سید میدونه حاجی چقدر خطرناکه...اون سری که نارنجک بستیم به خودمون و رفتیم زیر تانک امیدوارم یادش مونده باشه...روزهایتان عاشورایی باد و قلبهایتان محرمی(بدون مجتبی شان)..یا حق كاميار جون سلام درود بر تو ایهام جان سلام / فکر نان کن که خربزه آبست . بمان و زندگیت رو ادامه بده سلام ... تلخ تلخ هم باشي آخرش ميشي قهوه ي تلخ ... بيخيال بابا ... زياد سخت نگير ...خودتم ميدوني كه اون ور دنيا هم كه باشي بازم يه سري دوست اين ور دنيا به يادتن :) عزيز كجايي؟ گاهي چنان بدم
ولد زن است.ولد به شب است.جاويد شاد hamoon jaee keh hastii bashhh ...keh jaat khaylii khoobeh. gharare ke shomare comment ha be chan ta berese ta shoma dobare benevisi, bavar kon ke tarafdar ziyad dari:) تلخ تلخ تلخم ... هيچ چيز جايش را برايم پر نميكند. I have sent U an email I’d be grateful if you get back to me, dige kam kam daram negaran misham a !!!!!!!!!!!!!! کامیار عزیز سلام .. نظر به ارادت ویژه به رفیق سپنتا ، و ارادت خاص به خودتان که تازه با وبلاگتان آشنا شدم ببخشید که بی اجازه لینکتان کردم .. جداً انتظار متقابلی ندارم چون فعلاً در اون حد نیستم ! پاینده باشید ... نظر بدهید
Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai -
Powered by Movable Type 3.31
|