May 20, 2005اتاقکطبق معمول رو بروی در، به دیوار تکیه داده بودم و چشمم خیره به دستگیره در مونده بود. روزای اول که وارد اتاقک شده بودم همه چی سفید به نظر می رسید. در، دیوارا، سقف و حتی سنگ فرش زیر پاهام. غیر از این چند چیز که کارشون تعیین کردن محدوده اتاقکه چیز دیگه ای اینجا وجود نداره، چند روزیه که به این موضوع پی بردم. تازه فهمیدم که اون بادکنک های رنگی که روزای اول باهاشون بازی می کردم، اون کتابای تاریخ و جغرافی که از روی بی حوصلگی می جوییدم و نشخوارشون می کردم، کامپیوتری که گوشه اتاقک گذاشته بودم و روزا باهاش نقشه گنج طراحی می کردم و خلاصه همه اون چیزایی که از روز اول مشغولم می کرده زائیده ذهن خودم بوده. اما هنوز یه راز بزرگ دیگه مونده، دستگیره در کی می چرخه! Posted by Kamyar at May 20, 2005 8:57 PM
« »
نظرها
سید جان اتفاقا ما دیشب خواب یکی از اون در راه راه های رو دیدیم که اونورش پیداست و احتیاج به دستگیره هم نداره...جون سید خیلی ترسیده بودم فطیر....اما بالاخره تونستم فرار کنم...حالا در باب سوال شما که فرمودی دستگیره در کی میچرخه فقط یک جواب به ذهنم میرسه اونم اینه که هر وقت سبیل بابا بچرخه!قرمز جیگری باشی سید همشهری ....دستگیره در این اتاق هیچ وقت نخواهد چرخید.یه روز پا میشی میبینی نه دری هست و نه دیواری خدا کنه همش تصورات باشه و احتیاجی به چرخش دستگیره نباشه اقا با یه قایق که گیرمون اومده بود اومدیم و اون هاروت و ماروتتون رو خوندم. جای خوبی دارید تو اینترنتا!! نظر بدهید
Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai -
Powered by Movable Type 3.31
|