June 18, 2005تبارک الله برادرانبروید در پستو هایتان تاریخ بخوانید تا هشت سال دیگر، شایدم نه، شانزده! نه بیست و چهار سال دیگر. گاهی باز ماندن یک دریچه، هر چقدر هم کوچک باشد برای روز مبادا غنیمت است. باری کله پا بنشینیم و ببینیم با این به اصطلاح عدم مشروعیتی که برای رژیم ساختیم چگونه کله پا می شوند! من که از فردا فقط تاریخ به حلق خود میریزم. شما چطور؟ نهضت که به پایان نرسیده؟! نه! هنوز صد ها سال دیگر برای شعار دادن وقت کافی داریم.
Posted by Kamyar at June 18, 2005 6:29 PM
« »
نظرها
همه جا گفتیم چشم ها رو باز کنید جنگل زیباست ولی حیوانات وحشی دارد. ولی باز هم ادامه میدهند. فکر نمیکنند گرگ ها گشنه هستند و جانشون رو ازشون میگیرند. این همه زوسه و صدای اه و ناله زخم دیدگان از این گرگان که به گوشه شان میرسد کافی نیست باید تن به تن زخمی شویم تا هم یار و هم درد شویم تا از خواب بیدارشیم و گرگ را از جنگل زیبا وجودش را از بین ببریم. سيد جان براي من سوال پيش اومده كه تو كه خودت ارپيجي زن بودي و ميگفتي حاجي بيا گوله ارپيجي درست كنيم يه دفعه چطور شد كه نارنجك به خودت بستي و رفتي زير تانك:))))سيد جان درسته كه جامعه شناسي نخبه كشي و خودكامگي رضا قلي رو زدي تو رگ اما سيد جان اين معين كجا و مصدق كجا...ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا اسمان است...تو هم زياد غصه نخور...بيا يه پاتيل ابجو با هم بزنيم و از غم دنيا خلاص بشيم....به قول حافظ اگر غم نميدونم چي كار كنه من و ساقي بر او تازيم و بنيادش بر اندازيم:* اهان اگر غم لشگر افروزد كه خون عاشقان ريزد 27 سال هست که خوابن چکارشون داری بزار بخوابن بیکاری؟؟؟؟خودشون زدن به خواب نظر بدهید
Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai -
Powered by Movable Type 3.31
|