June 18, 2005

تبارک الله برادران

بروید در پستو هایتان تاریخ بخوانید تا هشت سال دیگر، شایدم نه، شانزده! نه بیست و چهار سال دیگر. گاهی باز ماندن یک دریچه، هر چقدر هم کوچک باشد برای روز مبادا غنیمت است.
منگ بودیم و نمی دانستیم و در به روی امیر کبیرمان بستند. حق داشتند که منگ خوابی تاریخی بودیم. هنوز بیدار نشده آفتاب چشممان را زد و پلک بر هم نهادیم تا در به روی مصدقمان ببندند. این بار را چگونه توجیه خواهیم کرد که خودمان در به روی خودمان بستیم؟!!

باری کله پا بنشینیم و ببینیم با این به اصطلاح عدم مشروعیتی که برای رژیم ساختیم چگونه کله پا می شوند!

من که از فردا فقط تاریخ به حلق خود میریزم. شما چطور؟ نهضت که به پایان نرسیده؟! نه! هنوز صد ها سال دیگر برای شعار دادن وقت کافی داریم.

پ.ن:
این آخوندا چی می خوان از جون ما؟ - رژیم باید از بین برود - ما آزادی می خوایم - الهی به حق محمد آمریکا بیاد اینا رو ورداره - دیگه چیزی به رفتن آخوندا نمونده - اینا دیگه تاریخ مصرفشون گذشته - ...
و ما رو شنفکریم به معنای متضاد عوام زدگی. هوراااااااا


پ.پ.ن:
آرام بخش برای اونا که همدردند

Posted by Kamyar at June 18, 2005 6:29 PM   «  »
نظرها

همه جا گفتیم چشم ها رو باز کنید جنگل زیباست ولی حیوانات وحشی دارد. ولی باز هم ادامه میدهند. فکر نمیکنند گرگ ها گشنه هستند و جانشون رو ازشون میگیرند. این همه زوسه و صدای اه و ناله زخم دیدگان از این گرگان که به گوشه شان میرسد کافی نیست باید تن به تن زخمی شویم تا هم یار و هم درد شویم تا از خواب بیدارشیم و گرگ را از جنگل زیبا وجودش را از بین ببریم.

Posted by: هویدا at June 19, 2005 3:13 AM

سلام
مردم ما طلسم شده اند طلسم شکن سراغ داری؟

Posted by: جهان دخت at June 19, 2005 12:13 PM

سيد جان براي من سوال پيش اومده كه تو كه خودت ارپيجي زن بودي و ميگفتي حاجي بيا گوله ارپيجي درست كنيم يه دفعه چطور شد كه نارنجك به خودت بستي و رفتي زير تانك:))))سيد جان درسته كه جامعه شناسي نخبه كشي و خودكامگي رضا قلي رو زدي تو رگ اما سيد جان اين معين كجا و مصدق كجا...ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا اسمان است...تو هم زياد غصه نخور...بيا يه پاتيل ابجو با هم بزنيم و از غم دنيا خلاص بشيم....به قول حافظ اگر غم نميدونم چي كار كنه من و ساقي بر او تازيم و بنيادش بر اندازيم:*

Posted by: سپنتا at June 19, 2005 1:56 PM

اهان اگر غم لشگر افروزد كه خون عاشقان ريزد
من و ساقي بر او تازيم و بميادش بر اندازيم

Posted by: سپنتا at June 19, 2005 1:58 PM

27 سال هست که خوابن چکارشون داری بزار بخوابن بیکاری؟؟؟؟خودشون زدن به خواب

Posted by: asemane at June 19, 2005 11:13 PM

برای این مردم غصه خوردن فایده نداره
شاد باشی

Posted by: خانم ناظم at June 19, 2005 11:41 PM
نظر بدهید









یادآوری مشخصات شما؟      








Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai - Powered by Movable Type 3.31