September 22, 2005از دل برود هر انکه از دیده برفت!چقدر به نظرت طبیعی میاد که یه نفر هر هفته بعد از اخرین کلاسش با عجله سوار اتوبوس بشه و ده دوازده ساعت رو صندلیهای اتوبوس مچاله بشه تا برسه تهران. مستقیم بره خونه. ساکش رو باز نکرده بذاره گوشه اتاقش وبا اولین ماشینی که گیرش میاد از شرق تهران بکوبه بیاد غرب تهران که تو رو ببینه و هر جا که میری پا به پات بیاد تا شب که کنار تختت بشینه تا خوابت ببره. و روزهای بعد هر صبح قبل از بیدار شدنت دم در باشه وهر شب انقدر کنار تختت بشینه تا دیگه نتونی چشمهات رو باز نگه داری. و تازه بعد از دو سه روز که وقت رفتن تو می رسه دوباره صبح زود از شرق تهران بکوبه بیاد غرب تهران و تو رو سوار کنه ببره ترمینال شرق و وایسه تا اتوبوست حرکت کنه و بازهفته بعد همه چیز تکرار بشه. چقدر به نظرت طبیعی میاد که تک تک شاخه های گلی که بهت می ده خشک کنی وبریزی تو یه جعبه و سالها هرجا که میری با خودت ببری. چقدر به نظرت طبیعی میاد که یه روزکه کنار میزت وایسادی و به جعبه پر از گلت نگاه می کنی که حالا دیگه حسابی کهنه شده و رد پای سفرها رو تکه تکه پوست مقواییش مونده صدای همین شخص رو بشنوی که ازاونور خط بهت می گه وقت ندارم گوشی تلفن رو بر دارم شمارت رو بگیرم و باهات حرف بزنم. Posted by Sahar at September 22, 2005 8:34 PM
« »
نظرها
ولی عادت می کنیم. به هر حال عادت می کنیم چون آدمیم. درود بر تو کامیار جان مثل اینکه اینجا کسی عادت نداره اسم نویسنده رو بخونه. آخه قربون شکلتون کی میاد این همه ناز منو بکشه؟ آقا بد مخالفم .بعضی هارو یک روز میبینی اما یه عمر یادت میمونه.بعضی ها هم یه عمر باهات زندگی می کنن امابه دلت راه پیدانمیکنن. سلام اتفاق دوم موزيكي كه من دوست دارم با اين همه اتفاق از سر اتفاق زنده ام هنوز به همين سادگي اگه هيچ اتفاقي رخ نمي داد من هم عاشق نمي شدم چقدر پارامترهاي عشق دوستي محبت و .....نسبي هستند چه راحت همه چیز بعضیا همه چیز رو عوض می کنن. چه راحت همه چیز رو فراموش می کنن و چه راحت چیزای دیگه ای رو به یاد می سپارن؛ این یعنی آدم هایی از جنس باد!
شهروز جان یادمه یه جا می خوندم که همین سلسله اتفاقهاست که قشنگش می کنه. (فکر کنم تو یکی از کتابای میلان کوندرا بود.) عصر ارتباطات سنگ بودن و ایستا بودن بهتره یا باد بودن و در تحرک بودن؟ البته اگه بشه اسم عادت کردن و هماهنگ شدن با شرایط رو بشه گذاشت باد بودن. man ke baram etefagh nayoftade kasi enghadr be kasi va baste besham chon in taghirate badesho doost nadaram. سمیه چان فکر نمی کنی تغییرات بعدشم می تونه قشنگ باشه؟ چه مثل کامیار شیرین ببینیمش و چه مثل من تلخ و شیرین. هرچند خود من هم بعید می دونم دیگه به کسی تا این حد وابسته بشم, انگار این شور بودن ها سن خاصی می خواد. cheghadr khobe ke adam az ehsasesh rahat sohbat kone va cheghadr bade ke adam bedoone ke ehsase khasi be kasi peida karde ke hame bahash mokhalefan va hata shayad khodesh cheghadr sakhte cheghadr sakhttare vaghti nemitooni rajebesh bakasi hata khodesh harf bezani pas chekhob ke aval az dide bere bad az yad نظر بدهید
Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai -
Powered by Movable Type 3.31
Dubai Community Online
|