February 7, 2006

چه کنم که بسته پایم

اومدم بنویسم، چشمامو بستم تا ببینم چی به ذهنم میاد. یه روزی می نوشتم که باشم. حالا دارم می نویسم که نوشته باشم. اینه اوضاع و احوال یه آدمی - یا بهتر بگم آدمکی - که هر روز صبح به امید اینکه هوا بارونی باشه چشماشو باز می کنه و نور خورشیدی که قراره به اصطلاح امید بخش باشه با شلاق می کوبه تو مردمکش که: "زود باش. کلی کار داری، باید پول در بیاری". خیلیا میگن هوای ابری و بارونی دلگیره. اما برای من هیچوقت اینجوری نبوده. تو هوای ابری دلم هوس می کنه مثل عقاب بالاشو باز کنه خودشو از رو زمین بکنه و بره یه جایی که نمی دونم کجاس. فعلا اسمشو میذارم بهشت. الان اگه بخوام بهشت خودمو براتون تصور کنم اینجوری از آب در میاد:

کنار ساحل خزر دراز کشیده باشم روی ماسه ها - جوری که انگار خودمو به صلیب کشیده باشم - و نگامو بدوزم به آسمونی که پر از ابرای با سخاوته و هر چند لحظه یکی از قطره های بارون فرود میاد تو چشمام و ناخودآگاه پلکام بسته میشن. اما مگه میشه بسته نگاهشون داشت؟ بوی دریا، صدای موج و تلنگرای انگشتای بارون که انگاری رو پوستت ضرب گرفتن. تازه اگرم هوس کنم و چشمامو ببندم، همه اون آدما و لحظه هایی که هر کدومشون به نوعی برام عزیزن و یه گوشه خاصی از وجودمو نقاشی کردن میان جلو چشمام رژه میرن و دلمو قلقلک میدن. دختر کوچولو که موهای سیاه و لختش ریخته تو صورتش و لپای خوشگلشو پوشونده و علامت سوالی که همیشه تو چشمای درشتش ورجه وورجه می کنه. اون جوونک شیدا که حرکات سرش نشون میده از بلند بودن موهاش خیلی لذت میبره و تا فکرشو انگولک می کنی دستاشو میاره جلو و می خونه "آی لیلی-ه سیا، اینقد برام عشوه نیا!". یا اون پسر آسمونی - همزاد دوران درویشی - که یه روزی از ته دل بهش گفتم "چشمات از خوشگلی مثل چشم گاو می مونه".

لیستم بلند شد اومدم سر خط که حوصلتون سر نره.  یکی دیگشون چفیه به گردنش بسته و وقتی بهش میگم "نکنه از بی معرفتی ها دلخوری!" می خنده و میگه "صلوات بفرست سید. حاجی و دلخوری!؟". نفر بعدی خانمیه که وقتی شنیدم تازگیا شکسته شده آنقدر دلم گرفت که بلند شدم رفتم لب دریا. انگاری هنوز که هنوزه تو بغلشم و داره برام لالایی می خونه.
 یا اون آب باقالی خور علاف که از هیچ فرصتی برای از ته دل خندیدن نمیگذره و ...

اوهوی پسرک خیال باف، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟

- همه آرزویم اما ...

غرض از این همه آسمون و ریسمون بافتن اینکه امروزم هوا ابری نبود! 

Posted by Kamyar at 9:09 PM | Comments (24)
Design by MAQSAD.com: Web Design in Dubai - Powered by Movable Type 3.31
Dubai Community Online