نظرات شما در مورد « شرف کیهانم من »

جز این چه سخنی می توان بر زبان راند ؟ کامیار جان ستایش کمترین است در مواجهه با او ...

Posted by aMir at March 22, 2006 2:16 PM

این مردک جز یک مترسک تبلیغاتی بیش نیست. یک سوپاپ اطمینان از طرف "خودشون"....راستی زندانها خالی اند و فقط این مترسک است که در زندان است؟؟؟؟

Posted by ahmad at March 22, 2006 9:10 PM

سلام كاميار جون
وجود او باعث افتخار ماست .

Posted by جهان دخت at March 24, 2006 7:41 AM

درست است که گنجي از خودشون بود. اما اگه ما تا آخر آدمها رو همونطوري که اولين بار ديديم، ببينيم و در موردشون قضاوت کنيم، فرصت بهتر شدن، اصلاح شدن، يا کلا تغيير کردن رو ازشون گرفتيم، يا بهتر بگم، فرصت ديدن تغييراتشون، بهترشدنشون رو از ذهن و دل خودمون گرفتيم
گنجي يه مهره بود. اما الان ديگه نه

Posted by ميثم at March 25, 2006 2:06 AM

از سیاهی چرا حذر کردن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب به جای میماند
عطر سکرآور گل یاس است

Posted by خاطره at April 1, 2006 3:19 PM

سلام كاميار جون
ايميلاتو خوندي؟به من خبر بده

Posted by جهان دخت at April 3, 2006 11:53 PM

تنها انسان بود که جامه به تن داشت وآستین اش از اشک تر بود./

Posted by payman nabavi at April 6, 2006 6:27 PM

سلام كاميار جون
خوبي؟

Posted by جهان دخت at April 13, 2006 11:56 PM

سلام كاميار جون
تصميم دارم براي مدتي وبلاك نويسي رو كنار بذارم
به خدا مي سيرمت
شاد باشي

Posted by جهان دخت at April 23, 2006 2:08 PM

شرف كيهان « شدن » ...
« بودن » رو دوست ندارم . ياد كلمه‌ي اجبار ميفتم .

Posted by Hamidreza.S at June 6, 2006 5:02 PM

کاش همه می خواستن "خودآ"یی باشن، باور می کردن که"من اگر ما نشوم تنهایم..." من به چشم انفعال رو دیدم...

Posted by فانی at June 28, 2006 1:30 AM

به امید ازادی تمام زندانیان سیاسی

Posted by اشکان at February 2, 2007 10:33 AM
نظر بدهید









یادآوری مشخصات شما؟